بنا نداشتم این درگاه را به سیاهه سیاست بیالایم، اما چه کنم که ما شیعیان از آن هنگام که فرق شکافته پدرمان را در محراب مسجد کوفه دیدیم و بعد از آن روز که فاجعه عاشورا و مظلومیت فرزندان رسول خدا را دیدیم دیگر طاقت دیدن غم و اندوه خواهران و برادرانمان را نداریم.

امروز غم ملت مظلوم بحرین دلها را میازارد و چنگال بغض را بر گلو می فشارد، سگهای وحشی وهابی بدستور ارباب بزرگشان شیطان رجیم، دستهایشان را به خون مظلومان شیعه آلوده اند و حرامزاده های آل سعود که همچون اسلاف فاسد عباسی و امویشان عطش خون شیعیان را دارند گویی هنوز پشت پرده های جهل و کوته بینی به خونخواهی عتبه و ولید آمده اند که اینگونه حرمت خواهرانمان را میشکنند و خون برادرانمان را حلال میشمرند.

آقای من، ای حجه ابن الحسن، امروز در رسای فرزندانت غمین مباش که روز واقعه به درگاهت زانوی ادب خواهیم زد و خاک پاک قدومت را بوسه خواهیم داد و جانهای ناقابل خود را در پیشگاهت تقدیم خواهیم کرد و دریا دریا خون این نجسهای چرک و پلیدی را خواهیم ریخت و چه خوش باشد آن روز مبارک که یاد آور خونهای یهودیان پیمان شکن است که امیر مومنان علی (ع) با تیغ مبارکش به خاک میداد.

این است وصف شیعیان تو که با اشک تو میگریند و به لبخند تو شاد میشوند و خدا میداند که اگر دلخوش نبودیم به نفس گرم تو هر آینه از غم بزرگ خواهران و برادران مظلوممان در بحرین جان میدادیم

لعنت خدا و تمام مخلوقات خدا بر وجود نحس این لکه های ننگ تاریخ بشریت، این موجودات ضعیف و منفور، وهابیان پلید و منحوس که حتی شایسته ترحم هم نیستند.

ولا حول و لا قوه ال بالله العلی العظیم