سلام بر سپیده

باز هم نیمه شعبان شد و کوچه ها رنگ تو را گرفت. باز هم تو ماندی و امتی چشم انتظار. هنوز هم دلها تنگ آندنت هستند. هنوز هم در کوچه پس کوچه دل ما بوی عطر حضور تو میپیچد هنوز هم گلها به عشق بودنت غنچه میدهند.

تو مانند آن جرعه آبی هستی که کودکان ظهرهای وحشی تابستان عطش آن را دارند.

تمام اسطوره های عالم در پیشگاهت سر تعظیم فرود میآورند و تو بدور از هر غرور و تکبری همپیاله پاخوردگان و ضعیفان امتت میشوی.

چه بزرگوارانه دستی به بیدریغی محبت پدرانه بر سر مظلومان میکشی.

ای غریب کوچه باغها بوی عطر تو دلهای ما را رنگین کرده و امید دیدارت تنها نشانه از بودن امتی است که خود را به تو مفتخر میداند.

ای شکوه دستهای نیاز ما ببین قلبهای ما همه خاک پی توست.

ای نشانه موجودیت عالم به بودنت قسم چه کم است اگر با مژگانم خاک پا ات را جارو کنم.

ای شکوهمند همیشه

سلام و درود ما بر تو ای بنده خوب خدا

تو که یشارت صبحی که ظهور آن قریب است

تو آن رشته لطف آویخته بر انگشتان لطف خداوندی

و هرچه در پی تو کمینه است

ای زیبا ترین نشانه خدا. سکوت من برترین ستایش من است در پیشگاه تو وگرنه کدام کلام است که لایق افتخارات تو باشد.

/ 0 نظر / 5 بازدید