دعای کمیل

جملاتت نه در چشم که در عمق جانم می نشیند

ذلال جاری اندیشه ام از تو طراوت میابد

و تب و تاب قلبم به آن کلام زیبایت آرامش را درک میکند

خوشا بر تو و دوستان تو

تو آن رشته لطف آمیخته بر انگشتان رحمت خداوندی

تو آن برکه نوشین در کویر دل عاشقانی

تو اصل بودن در دنیای دلبستگیهای مجازی

تو آن ستودنی هستی که سراینده ات نیز خود ستودنی ترین است

آری؛ از شکوهمند جز شکوه چه بر میاید

دیشب ذلال جاری اندیشه ام از تو طراوت یافت

و تب و تاب قلبم به آن کلام زیبایت آرامش یافت

هیمنه غرورم را در هم شکستم

ضجه های شیطان را در مغاکی از چرک و خون دیدم

اشکهایم از دل کلماتت جاری میشد

و دلم را به آن اشکها صیقل میدادم

دیشب در آستان جانان یکپارچه بندگی بودم

و تو ای دعای کمیل

ای جلوه بندگی علی(ع)

ای چشمه لطف خدا

درود بر تو و بر دوستداران تو

/ 0 نظر / 4 بازدید