بوی تو

صدای قدمهایت را میشنوم. عطر تنت را از کوچه های شرقی استشمام میکنم. شب بو ها دارند گل میدهند. نه؟ بیا که بدجور دلم هوایت را کرده. میخواهم این تن داغ از منیتها را به خنکی ذلال چشمه معرفتت بسپارم. میخواهم مجنون کویت باشم. بیا. منتظرم.

/ 0 نظر / 4 بازدید